بسم الله الرحمن الرحیم
با یك مقدمة كوتاه و كلی به بحث ملاكها و معیارها در تصمیمگیری ها میپردازیم.
خالق هر چیز به صلاح آن، از همه كس واقفتر است؛ بر فرض اگر یك مهندس ایرانی برای اولین بار در دنیا دستگاهی منحصر به فرد بسازد، همو نیز بر ساختار كلی و جزئی این دستگاه واقف خواهد بود و هر اشكالی كه بعدها برای دستگاه بروز كند ولو جزئی باشد فورا علت آن را تشخیص خواهد داد. هر گونه نیازمندیهای دستگاه مزبور را سازندة آن از قبل تشخیص داده و اقدام به ارائة راه حلهای قطعی برای حل مشكلات احتمالی دستگاه كرده است.
فعلا تا همینجا بس است گرچه مسائل بسیار مهم دیگری نیز در مورد این مخترع(خالق) و دستگاهش(مخلوق) وجود دارد كه از آن جمله میتوان به این مورد اشاره كرد كه هر گونه نقص دستگاه از كمال اصلیش، موجب ناراحتی و اندوه خالقش خواهد شد و... .
خداوند متعال، خالق تمام انسانها بلكه همه چیز است. خالق انسانها نقاط ضعف و نقاط قوت انسانها را به خوبی میداند و از قبل بر طبق این ویژگیها اقدام به ارائة برنامه برای زندگی انسانها كرده است. هر مشكلی كه در انسانی بروز كند راه چارهاش نزد خداست زیرا خدا خالق وی است بنابراین از همهكس هم به نقص و كمال و صلاح او واقفتر است. خداوند متعال می فرماید:
«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ» ق : 16
ما انسان را آفریدهایم و ما نیز به وسوسه های نفس او آگاهیم، و ما از شاهرگ [رگ گردن او] به او نزدیكتریم.
خدای متعال كمال اعلای ما انسانها را بارها و بارها بیان كرده و دوست دارد كه همة انسانها به آن كمال دست یابند. حال باید دانست كه آن كمال كجا محقق می شود؟ در دنیا یا جای دیگر. خداوند متعال می فرماید:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ» الحجرات : 13
ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بیتردید، خداوند دانای آگاه است.
معیارها و ملاكها برای انتخاب انسان باید معیارهایی باشد كه او را به خالقش نزدیكتر كند؛ ملاكهایی كه باعث خوشنودی خدایش می شوند؛ ملاكهایی كه او را به كمال واقعیش كه خالقش معین كرده است برسانند. پس ملاكها هم آنهایی هستند كه خدای انسانها مشخص كرده است؛ چراكه قابل تصور نیست كه خدا، قابلیت رسیدن انسان به حد اعلای كمال را در نهاد او نهاده باشد ولی وسایل طی طریق كمال را به او ننموده باشد و معیارهای انتخاب راه درست از نادرست را به او ارائه نداده باشد.
در آیة فوق، خداوند یكی از وسایل رسیدن به كمال را تقوی معرفی كرده است و تقوی را معیار تشخیص انسان كامل میداند. و فوقالعاده بر حفظ آن تاكید میكند بهویژه در جایی میفرماید كه اگر در نقطهای از زمین خدا، حفظ ایمان، دشوار باشد به نقطة دیگری از زمین پهناور خدا بروید زیراكه حفظ ایمان بسیار مهم است.
«یا عِبادِیَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضی واسِعَةٌ فَإِیَّایَ فَاعْبُدُونِ» العنكبوت : 56
«ای بندگان من كه ایمان آوردهاید، زمین من فراخ است؛ تنها مرا بپرستید.»
«إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً» النساء : 97
كسانی كه بر خویشتن ستمكار بودهاند، [وقتی] فرشتگان جانشان را میگیرند، میگویند: «در چه [حال] بودید؟» پاسخ میدهند: «ما در زمین از مستضعفان بودیم.» میگویند: «مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت كنید؟» پس آنان جایگاهشان دوزخ است، و [دوزخ] بد سرانجامی است.
«قُلْ یا عِبادِ الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» الزمر : 10
بگو: «ای بندگان من كه ایمان آوردهاید، از پروردگارتان پروا بدارید. برای كسانی كه در این دنیا خوبی كردهاند، نیكی خواهد بود، و زمین خدا فراخ است.
پس معیار، خداست چراكه همه چیز ما اوست؛ هرچه داریم از او و ازآن اوست. معیار، اوست و آنچه كه او مشخص می كند(مثلا در مواردی خدا معیار را علاوه بر خودش، پدر و مادر انسانها نیز قرار داده است البته زمانی كه حرفی خلاف نظر خدا نزنند.)
پس انسان نباید در تصمیمگیری ها(هر تصمیمی) خدا را از یاد ببردكه اگر اینگونه كند پشیمان خواهد شد. پس شما بگویید آیا با این توضیحات، درست است كه انسان به حرفهای بی منطق و در زمانة ما ضد دینی برخی از خدا بی خبرها ذرهای اهمیت داده و به جای حرف خدا حرف آنها را ملاك قرار داده و اقدام به تصمیمگیری كند؟
باید دانست كه از همان اول تا به حال، نظر اكثریت مردم با نظر خدا مخالف بوده است. برای اثبات این حرف كافی است كه نظری كوتاه به قرآن كریم بیاندازیم؛ می بینیم كه در تمام دورانها اكثریت مردم، پیامبران خدا را تكذیب كرده و حتی اقدام به كشتن آنها نیز كردهاند. وضع و حال زمانة ما هم كه جای خود را دارد. پر واضح است كه روزگاری كه ما الآن در آن زندگی میكنیم همان روزگاری است كه در احادیث از آن به آخرالزمان تعبیر شده و یكی از مشخصه های اصلی آن بی ایمانی اكثریت قریب به اتفاق مردم و گسترش فساد و بی بند و باری است.
پس یك نتیجة بسیار مهمی كه از این بحث تا حالا به دست می آید این است كه همانطور كه مردم آگاه و مؤمن در دورانهای گذشته برای حفظ ایمان و قرب الهی باید از طریقة اكثریت مردم دوری میكردند مردم مؤمن روزگار فعلی نیز باید این كار را بكنند بلكه حتما و حتما باید از طریقة اكثریت مردم روی زمین اطاعت نكنند چرا كه مردم این دوران بسیار بیشتر از مردم ادوار گذشته بی ایمان و ناحق هستند. جالب است بدانید كه خداوند متعال در همان زمانیكه درظاهر، دین و ایمان بر جامعه حاكم بوده و ایمان، حرف اول و آخر را در میان مردم میزد خطاب به پیامبر(ص) و تمام مؤمنین میفرماید:
«إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبیلِ اللَّه» الأنعام : 116
اگر از اكثریت مردم روی زمین پیروی كنی، تو را از راه خدا گمراه میكنند.
این آیه مال آن زمان است؛ حساب امروز را خودتان بكنید.
اما یك معیار دیگر برای یافتن راه صحیح را تعالیم والای اسلام همواره به ما معرفی كردهاند و آن هم آخرت است. طبق تعالیم اسلام هدف انسانها در انجام كارها و انتخابها و تصمیمگیری ها باید آخرت باشد تا برای ابدالدهر، ماندگار باشد. هر تصمیمی كه صرفا برای دنیا بوده و بویی از آخرت در آن نباشد فورا از بین خواهد رفت چرا كه عمر دنیوی بسیار كوتاه است كما اینكه عمر خود دنیا هم بسیار كوتاه است. پس انسان عاقل بخاطر دنیای زودگذر برنامهریزی نمیكند بلكه بخاطر آخرت ماندگارش برنامهریزی میكند. جالب است بدانیم كه نه تنها مؤمنین به آخرت ایمان دارند بلكه كافران و گنهكاران هم ایمان دارند ولی هوای نفسشان آنها را به لجبازی در مقابل چنین مسائلی دعوت میكند و این ضعیفان، همواره تسلیم هوای نفسشان میشوند اما بالاخره در ظاهر هم ایمان خواهند آورد.(لحظة مرگ یا اگر خیلی طول بكشد بلافاصله بعد از مرگ).
همه و همه بعد از مرگ یقین به دنیای دیگر كه ابدی است خواهند كرد و با اطمینان تمام خواهند گفت كه دنیایی كه آخرتمان را بخاطر آن تباه كردیم، لحظهای بیش عمر نكرد.
خداوند متعال میفرماید:
«وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنَ النَّهارِ یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذینَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدین» یونس : 45
و روزی كه آنان را گرد میآورد، گویی جز به اندازه ساعتی از روز درنگ نكردهاند. با هم اظهار آشنایی میكنند. قطعاً كسانی كه دیدار خدا را دروغ شمردند زیان كردند و [به حقیقت] راه نیافتند.
«... كَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ ما یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنْ نَهارٍ بَلاغٌ فَهَلْ یُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفاسِقُونَ» الأحقاف : 35
روزی كه آنچه را وعده داده میشوند بنگرند، گویی كه آنان جز ساعتی از روز را [در دنیا] نماندهاند؛ [این] ابلاغی است. پس آیا جز مردم نافرمان هلاكت خواهند یافت؟
پس مؤمنان باید مواظب دامهای شیطان و انسانهای شیطانصفت باشند تا مبادا لحظهای دنیا را در تصمیمگیری هایشان بر آخرت ترجیح دهند.
معیار ها یرای تشخیص حقیقت زیاد هستند ولی همة آنها به معیار واحدی بر میگردند كه اصل است و آن اصل هم خداست. تمام بحث های فوق، حول یك بحث اصلی میگردد كه عبارت است از رعایت قاعدة «اهمّ و مهم» در تمام مراحل و تمام امور زندگی.
بعد از رعایت این مسائل در تصمیمگیریها، دیگر از هیچچیزی خوف ندارید و از هیچ حادثهای ناراحت نمیشوید. چراكه خود خدای عزیز میفرماید:
«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ
الَّذینَ آمَنُوا وَ كانُوا یَتَّقُونَ
لَهُمُ الْبُشْری فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ لا تَبْدیلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»
آیات 62 الی 64 سوره یونس
آگاه باشید، كه بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین میشوند. همانان كه ایمان آورده و پرهیزگاری ورزیدهاند. در زندگی دنیا و در آخرت مژده برای آنان است. وعدههای خدا را تغییری نیست؛ این همان سعادت بزرگ است.
نتیجة بحثهای فوق این شد كه انسان همواره باید خدا را در هر كاری درنظر بگیرد بخصوص در تصمیمگیریها و نباید غیرخدا را درنظر گرفت(مردم و ....) الا آنچه كه خود خدا، آنرا معیار قرار داده. و خلاصه اینكه اصل، خداست و هر آنچه به اصل، وصل باشد حقیقی و مفید است و لا غیر.
هر تصمیمی كه
به اصل، وصل باشد
صحیح، مفید، ماندگار، زیبا و.... است
در پناه حق موفق باشید.
تبلیغات



Azar Shahr Time


